سفارش تبلیغ
صبا

کوثر...

یا محمد...دل این قوم،برایت تنگ است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است...

باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است

مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام،دگر باره خروشان شده است

ساحل خفته پر از لولو و مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

با شماییم شمایی که فقط شیطانی است

(دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است)


با شماییم که خود را خبری می دانید

و زمین را همه ارث پدری می دانید


با شماییم که در آتش خود دود شدید

فخر کردید که هم کاسه ی نمرود شدید


گردباد آتش صحراست بترسید از آن

آه این طایفه گیراست بترسید از آن


هان! بترسید که دریا به خروش آمده است

خون این طایفه این بار به جوش آمده است


صبر این طایفه وقتی که به سر می آید

دیگر از خرد و کلان معجزه بر می آید


سنگ این قوم که سجیل شود می فهمید

آسمان غرق ابابیل شود می فهمید


پاسخت می دهد این طایفه با خون اینک

ذولفقاری زنیام آمده بیرون اینک


هان!بخوانید که خاقانی از این خط گفته است

شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است

هان بترسید که این لشکر بسم الله است

هان بترسید که طوفان طبس در راه است

 

یا محمد تو بگو با غم و ماتم چه کنیم

روز خوش بی تو ندیدیم به عالم،چه کنیم

پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است

یا محمددل این قوم،برایت تنگ است

 

بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

 

 

 

سید حمیدرضا برقعی



[ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/11/11 ] [ 11:0 عصر ] [ ] نظر


پدر...

امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ :اگر فرد یا جامعه ای،خود را بدون عیب و نقص ببیند و از خودش راضی باشد و اعتراف به اشکالاتش نکند و در صدد آنها برنیاید،همه از او بیزار میشوند.



[ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/11/11 ] [ 10:50 عصر ] [ ] نظر


اندر احوالات اتوماچ شهر من!

اندر احوالات اتوماچ شهر من!

ادامه...

4.رارنده اتوماچ،خسته و کوفته از پشت فرمون نشستن...(چون شغلشو دوست نداره،همش موج منفیه!).مادر و دو فرزندش با سه تا چمدون کوچیک،تو ایستگاه منتظر بودند.ایستگاهی برهوت که سالی یه موتور گازی از اونجا رد میشه!

رارنده وقتی به اونا رسید،سوارشون نکرد و با خشونت گفت:مگه من بارکشم؟!

اما به ایستگاه دانشگاه که رسید،چندتا دختر فکلی رو که اتفاقا چمدون هم داشتن رو با لبخند ژکوند،سوار کرد!

چی بگم والا؟!



[ یادداشت ثابت - دوشنبه 91/11/10 ] [ 12:4 صبح ] [ ] نظر


اندر حکایات اتوماچ شهر من!

اندر احوالات اتوماچ شهر ما!

تذکر:بنده این نکات رو از کسی شنیدم!فک نکنی دارم از خودم تعریف میکنم که ناراحت میشم!

1.بعداز سوار شدن و نشستن روی صندلی،به بغل دستی خودم(اگه کسی باشه)سلام میکنم...او با تعجب به من نگاه کرده و با تردید،جوابم را میدهد!

2.اگر هم در ایستگاهای بعدی،کسی همنشین بنده شد،هنگام نشستنش،سلام میکنم و باز هم با همان برخورد،روبه رو میشوم...!

3معمولا اگر حوصله داشته باشم و صندلی جلو خالی باشد،یکی از صندلی های جلو را برای نشستن انتخاب میکنم...تا اگر شخصی مسن تر از خودم(!)وارد اتوماچ شد،جایم را به او بدهم!

4...ادامه در شبهای بعد...



[ یادداشت ثابت - یکشنبه 91/10/4 ] [ 11:55 عصر ] [ ] نظر


نقشبندان

کتاب"نقشبندان"...نوشته داریوش عابدی

ـبه هوش آمد!

صدا می آید و نمی آید.میشنوم و نمیشنوم.مینالم...با صدایی غریب که انگار از ژرفنای تاریکی بیرون می آید.



[ یادداشت ثابت - یکشنبه 91/10/4 ] [ 9:33 عصر ] [ ] نظر


قلب من هنوز میتونه عاشق بشه!...میدمش به تو!

دو دیدگاه در مورد اهدای عضو وجود داره:

1.بعداز مرگم،خودمو بدم دست قصاب!که تیکه پارم کنه و مثل گوشت قربونی،اعضای بدنمو بین کسانی که اصلا نمیشناسمشون پخش کنه!

2.یه یادگاری از خودم تو دنیا بذارم...حتی با مرگم هم نشون بدم که مسلمونم...اعضایی که میتونه جون چند نفر رو نجات بده،چرا با خودم ببرمشون زیر خاک و چندماه بعد بپوسن!

سایت "تبیان"اینترنتی ثبت نام میکنه...از قافله حسینی ها،جا نمونی...!

 



[ یادداشت ثابت - سه شنبه 91/9/8 ] [ 10:53 عصر ] [ ] نظر


من میمیرم و تو میمانی!

درست از همون لحظه ای که روحم از کف پاهام در میاد و از بدنم جدا میشه،دیگه به هیچ عنوان،کاری از دست هیچکس ساخته نیست!...بعد از اینکه یه کم آروم شدم و حالم اومد سر جاش،تازه میفهمم که ای دل غافل!بالاخره منم به دیار باقی بردن!...هر چی میگم بابا اشتباه شده!گوش کسی بدهکار نیست که!وااااای

دقیقا از همون لحظه ست که "حسرتها"شروع میشه!...کاشکی نمازامو سر وقت میخوندم...کاشکی با مامان بابام خوب رفتاری میکردم...کاشکی فلانی رو مسخره نمیکردم...گریه‌آور

...مثل تشنه ای که  داره هلاک میشه،محتاج یه صلواتی هستم که برام بفرستن!

خیلی ها تو این دنیا،بیکس بودن و بیکس هم مردن!

...من تا جایی که بتونم و یادم بمونه،سعی میکنم هرشب،بعداز نماز عشاء،یه نماز "وحشت قبر"برای تمام آدمایی که اونشب دفن میشن،بخونم...و مطمئنم که خدا هم بعدا این برنامه رو توی دل یه نفر میندازه...همون شبی که دستم از همه چیز کوتاه شده و حسرت میخورم،یکی برام نماز بخونه!

کیفیت نماز شب اول قبر:دو رکعت است؛در رکعت اول بعداز حمد،یک آیةالکرسی و در رکعت دوم،بعد از حمد،ده تا سوره قدر.

...خدا اینقد مهربون هست که بتونم با یه نماز شب اول قبر،روح همه اونایی رو که اونشب مردن،آروم کنه و نیازی نیست که حتما برای شخص خاصی بخونم و اسمشو ببرم.مؤدبگل تقدیم شماگل تقدیم شما



[ یادداشت ثابت - دوشنبه 91/9/7 ] [ 10:43 عصر ] [ ] نظر


روز خدایی...شب شیطانی

سخنرانی شب دهم محرم؛جناب آقای میرباقری

...ادامه دعاهای موجود در زیارت عاشورا:

1....و رزقنی البرائة من اعدائکم...یعنی خدایا!به من،رزق برائت از مشرکان بده!این رزق،رزقی آسمانی و مخصوص ملائکه است.

2....ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره...خدایا!من را در دنیا و آخرت با ائمه قرار بده؛البته اینجا منظور،بودن جسمانی نیست،خیلی ها در کنار نبی اکرم بوده اند ولی ایشان را درک نکردند!پس منظورش این است که همه خواسته ها و اراده هایم،مطابق میل معصوم باشد.

3.معصومین،از قلب من به من نزدیکترند!این من هستم که باید به آنها نزدیک شوم.

4.کمال ایمان در صورتی حاصل میشود که من به حرف،عمل و امر امامم،قید نزنم.مثلا اگر قضاوتی کرد،حتی در دلم از او حرج و ناراحتی نداشته باشم و تسلیم محض او باشم.اگر چنین شوم،خداوند،مرا در راه راست که همان راه منعم(نعمتها)است قرار میدهد و به من،اجر عظیمی که در نزد خودش است،عطا میکند.در این راه،من با انبیا(پیغمبر اکرم)،صدیقان(معصومین)،صالحان(حضرت فاطمه)و شهدا(حضرت حمزه) همسفر میشوم.

5....و ان یثبت لی عندکم قدم صدق...خدایا!مرا در این راه،ثابت قدم کن و مرا همیشه در کنار معصوم قرار بده.شیطان میخواهد که اگر گوشم با معصوم است،زبانم با او باشد و اگر روزم با معصوم است،شبم با او باشد!

6....ان یبلغ المقام المحمود عند الله...دو مدل مقام محمود داریم:

-اینکه من مثل پیغمبر شوم؛واسطه مستقیم فیض شوم؛این توهم است!یعنی مثلا حضرت ابراهیم،بیاید زیر چتر من!

-و دوم یعنی خداوند،دست مرا در دست معصوم قرار دهد و کاری کند که من به آن مقام،راه پیدا کنم و شفاعت شوم.البته وقتی معصوم،مستقیم،دست مرا گرفت،من هم میتوانم مؤمنان دیگر را در دست معصوم قرار دهم.

7.مؤمن،تور معصوم است...کافر هم،تور شیطان!

                      پایان شب دهم



[ یادداشت ثابت - شنبه 91/9/5 ] [ 10:53 عصر ] [ ] نظر


به به...این شبها چه بوی خوبی به مشامم میرسد!

سخنرانی شب نهم محرم؛جناب آقای میرباقری

1.دلیل گناه کردن مؤمن:مخلوط شدن با دنیا...ولی گناهان مؤمن،مثل کف روی آب میماند...با گریه بر امام حسین علیه السلام،گناهانش از بین میرود.

2.علامت مؤمن بودن:از کار خوب،خوشش میاد...چه خودش انجام دهد وچه دیگری...همچنین از کار و عمل بد،بدش میاد...چه خودش انجام دهد،چه دیگری.مثلا اگر انسان،شامه سالمی داشته باشد،از بوی خوب،خوشش میاد و از بوی بد،بدش میاد!

3.فطرت انسان،به او اجازه نمیدهد که حتی یک پشه را بیهوده،نابود کند...ببینید شهوت مادی با این اشقیا چه کرد که در کربلا چنین کردند!

4.امام حسین علیه السلام،قبل از شروع جنگ از طرف دشمن،چندین بار با لشکر دشمن صحبت کردند و آنها را موعظه کردند...ولی بعداز اتمام حجت،با خشم الهی با دشمن جنگیدند...خدایی که ارحم الراحمین است،جهنم هم دارد!

5.دوتا دعا در زیارت عاشورا:

-...یرزقنی طلب ثاری کم مع امام هدی...یعنی خدایا!من رو جزءخونخواهان امام حسین علیه السلام قرار بده

-...اللهم اجعلنی وجیها بالحسین علیه السلام...یعنی خدایا!در نزد خودت برای من یک وجاهتی ایجاد کن به حق امام حسین علیه السلام که این وجاهت،از کمالی که من در نظر مردم پیدا کنم،خیلی بالاتر است.

                     پایان شب نهم



[ یادداشت ثابت - جمعه 91/9/4 ] [ 1:48 صبح ] [ ] نظر


امام عزیزم...چقدر به من محبت میکنی؟!...لایقم؟!

سخنرانی شب هشتم محرم؛جناب آقای میرباقری

1.خداوند،در رابطه های فامیلی و ارحام،پیوند محبت خود را قرار داده.به همین دلیل است که قطع رحم،گناه کبیره است.چون خود فرد،رشته محبت خود و خدا را قطع میکند.

2.احترام به والدین+صله رحم=آسان شدن حسابرسی در روز قیامت.

3.صبر در برابر مصائب و مشکلات فردی،فقط خود آن فرد را وارد وادی رحمت خاصه میکند...ولی صبر در برابر مصائب عظیم مانند عاشورا،یک امت  را وارد وادی رحمت خاصه میکند.

4.سیدالشهدا علیه السلام،با این مصیبتی که تحمل کردند،محل نزول رحمت خاصه خداوند شدند...شفاعت خاص هم یعنی همین...یا حسین!

                          پایان شب هشتم



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 91/9/3 ] [ 12:18 صبح ] [ ] نظر


<< مطالب جدیدتر :: مطالب قدیمی‌تر >>