تو...مرا بیشتر از خودم،دوست داری!
سخنرانی شب هفتم؛جناب آقای میرباقری
1.نباید فقط به ظاهر روایات و قرآن توجه کرد.نباید سطحی به آنها نگریست.
2.در مواجه با فرهنگی که از غرب می آید و اسم رفاه روی آن گذاشته اند،نباید سکوت کرد...اسلام کاملا با رفاه موافق است...با تحول در سطح زندگی هم موافق است...ولی با الگوی خودش...یعنی تحول و رفاه با الگوی اسلامی.
3جامعه اسلامی باید بین فرهنگ اسلام و زندگی اجتماعی،رابطه برقرار کند.الگوی پوشاک اسلام،با الگوی پوشاک غرب،متفاوت است.الگوی پوشاک اسلام،با اخلاق اسلامی تناسب دارد و الگوی پوشاک غرب،با اخلاق غرب.
4.غرب میخواهد با تکیه بر جاذبه های زن،ثروت و توریست جمع کند...معلوم است که در این فرهنگ،"حجاب"،دست و پا گیر میشود!زن مسلمان باید بر اساس الگوی اسلام،وارد اجتماع شود...هم به تحصیل بپردازد وهم سر کار برود.
5.دو نوع رحمت داریم:
-رحمت عام که برای تمام موجودات است.هم کافران و هم مسلمانان.
-رحمت خاص که فقط برای آنهایی است که وارد وادی توحید میشوند.
6.روایت است که اگر مسلمانان،تحمل میکردند...دینشان را رها نمیکردند...به اشتباه نمی افتادند،خدا در دنیا بیشتر از این هم به کافران نعمت میداد!
7.احدی به احدی محبت نمیکند مگر اینکه خدا واسطه این محبت است...اگر خداون عالم،بساط محبت خود را از عالم جمع کند،هیچکس به دیگری رحم نمیکند!لذا در قیامت که میگویند مادر،فرزند خود را رها کرده و به بدبختی خودش میرسد،برای این است که خدا،این رشته محبت را قطع میکند.
8.فقط یک رشته محبت است که همیشه بوده و خواهد بود...حتی در روز قیامت که تمام رشته ها پاره میشود...و آن،رشته محبت پیامبر و معصومین است!که این هم البته از خدا رسیده ولی...اصلا از یک سنخ محبت دیگری است و با محبت های دیگر بین افراد،فرق میکند.
9.به همین دلیل است که میگویند،محبت امام به مؤمن،از محبت پدر به تنها فرزندش بیشتر است!...همچنین در روز قیامت که همه میگویند "وانفسا...!"،پیامبر و ائمه میگویند"واامتا...!.
پایان شب هفتم