عاشورا...ابتلای حضرت محمد...
سخنرانی شب پنجم محرم؛جناب آقای میرباقری
1.گاهی به مرور زمان،تعلقات انسان به دنیا و دلبستگی او به دنیا،زیاد میشود...خداوند،با فرستادن مصیبت یا امتحان،انسان را دوباره به سوی خودش متوجه میسازد...صبر در برابر این مشکلات و مصائب،یعنی همان انتظار.
2.من باید عاطفه و احساس خودم رو وارد جریان عاشورا کنم...در این صورت است که احساسات من پالایش و پیرایش میشود و این انشاءالله،اخلاق نیک به همراه دارد.
3.خداوند،حضرت ابراهیم را به پیامبری برگزید و او را با ذبح اسماعیل،امتحان کرد...همچنین حضرت محمد-صل الله علیه و آله و سلم را برگزید و ایشان را با واقعه "عاشورا"و ذبح حسین عزیزش،امتحان کرد...!
4.دعایی که میخوانیم،باید از زبان معصوم باشد؛چون:
-تحول روحی در انسان ایجاد میکند
-احساس تعلق و نیاز به خدا در انسان ایجاد میکند
-روح این دعا از عالم بالا آمده
5.اگر به آنچه خداوند دوست دارد،عمل کنم...خودم محبوب میشوم...گوشم،فقط چیزی را میشنود که خدا دوست دارد...چشمم،فقط چیزی را میبیند که خدا دوست دارد...
6.اینطور نیست که حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف-نشسته باشند منتظر ظهور...ایشان مثل خورشید پشت ابر هستند...نورشان همه جا را روشن میکند ولی گرمایشان به ما نمیرسد...یعنی ما لیاقت نداریم...ایشان باواسطه و بدون واسطه،معبر جامعه را برای رسیدن به ظهور،آماده میکنند.
پایان شب پنجم