پيام
+
قلعه متروک فتح آباد.سيصد سال پيش از حالا!
.
.
.
دويست سال ديگه هم ميان از خونه هاي متروک ما عکس ميندازن!
.
.
.
گيرنده صحنه:اين بنده

بهدونه
92/7/21
*مهاجر*
يه روزي اينجا ، صدايي بود خنده اي بود گريه اي بود ..يه نفر به آينده اميد داشت يه نفر غصه گذشته هاشو ميخورد اون يکي نقشه ميکشيد چه جوري همسايه شونو راضي کنه دخترشون رو بهش بده و اون يکي پيش خودش ميگفت چي ميشد من هم يه خورده رنگ و روي اون يکي رو داشتم ...حالا همه رفته اند ..خاموش ..بيصدا .. نه کسي صدايي ازشون ميشنوه و نه به فريادي جواب ميدن گريه ها خشک شدند خنده ها خشکيدند و صدا ها آرام گرفت ......
کوثر...
ممنون مهاجر...حالا همشون رفتن و تازه منتظرن که ماهم بريم پيششون!
*مهاجر*
اي دادبيداد:(
کوثر...
فتح آباد زياد داريم!اين استان کرمانه :)